در این اپیزود از «مدیروز»، در خصوص مفهوم «بردگی مدرن» در قرن بیست ویکم به تفکر نشسته ایم. بردگی ای که دیگر الزاماً زنجیر و زندان ندارد و ممکن است در قالب شغل، بدهی، قسط، مصرف گرایی، تلفن همراه و وابستگی به تأیید دیگران ظاهر شود. همه ما، هر روز انتخاب های زیادی انجام می دهیم، اما سؤال مهم این است که چه مقدار از این انتخاب ها واقعاً حاصل اراده خودمان است و چه مقدار تحت تأثیر فشارهای اقتصادی، اجتماعی و تکنولوژیک شکل گرفته است؟ با هم این اپیزود جذاب و مفید و کاربردی در تمام زندگی را بشنویم…
یکی از مهم ترین اشکال بردگی مدرن، وابستگی مالی و شغلی است. درآمد بالا الزاماً به معنای آزادی مالی نیست؛ زیرا ممکن است فرد برای حفظ سبک زندگی، شغل یا تعهدات مالی خود مجبور باشد بخش بزرگی از زمان، انرژی و اختیارش را واگذار کند. بدهی های مصرفی نیز می توانند نمونه ای از همین زنجیرهای نامرئی باشند؛ یعنی امروز چیزی را مصرف کنیم و در مقابل، بخشی از آزادی و درآمد آینده خود را از دست بدهیم.
در ادامه، در این اپیزود به بردگی توجه می پردازیم. موبایلهای ما همراه، شبکه های اجتماعی، تبلیغات و الگوریتم ها برای تصاحب مهم ترین دارایی ما یعنی «توجه» با هم رقابت می کنند. اگر محتوایی که می بینیم، چیزهایی که به آن فکر می کنیم و حتی احساساتی که تجربه می کنیم تا حد زیادی توسط دیگران یا الگوریتم ها هدایت شوند، این پرسش مطرح می شود که آیا هنوز مالک کامل ذهن و انتخاب های خود هستیم؟ وابستگی به تأیید دیگران و مصرف گرایی نیز می توانند شکل دیگری از همین کنترل پنهان باشند.
اما آزادی در قرن بیست ویکم تنها به معنای پول بیشتر یا امکان انجام هر کاری نیست؛ بلکه توانایی مدیریت آگاهانه زمان، پول، توجه و تصمیم های شخصی است. در این اپیزود، راهکارهایی برای کاهش وابستگی پیشنهاد می شود: ساختن استقلال مالی، افزایش مهارت های قابل انتقال، ایجاد چند منبع درآمد، مدیریت هزینه ها، داشتن زمان آزاد و استفاده آگاهانه تر از فناوری. هدف این نیست که انسان از کار، پول یا امکانات زندگی فاصله بگیرد؛ بلکه مسئله این است که این ابزارها به جای اینکه صاحب زندگی ما شوند، در خدمت انتخاب های ما قرار بگیرند.
بخش دیگری از بحث به اهمیت توانایی «نه گفتن» و پس گرفتن زمان، اختصاص دارد. آزادی واقعی تنها توانایی انجام دادن نیست؛ گاهی آزادی یعنی بتوانیم کاری را که نمی خواهیم انجام ندهیم. همچنین میان اوقات فراغت و بطالت تفاوت وجود دارد؛ انسان برای زندگی کردن، کشف کردن، یادگیری و دنبال کردن علایق شخصی به زمانی نیاز دارد که کاملاً در اختیار خودش باشد. در همین زمینه، دیدگاه های برتراند راسل در کتاب **«در ستایش بطالت»** مطرح می شود؛ دیدگاهی که کار بیش از اندازه را به چالش می کشد و بر ارزش زمان آزاد برای زندگی انسانی تأکید دارد.
بردگان قرن بیست ویکم کسانی نیستند که الزاماً زنجیر به پا دارند؛ ممکن است انسان هایی باشند که زنجیرهای خود را به شکل قرارداد، بدهی، عادت، مصرف، شغل یا وابستگی انتخاب کرده اند و حتی از آنها دفاع می کنند. آزادی حقیقی یعنی بدانیم پول، زمان و توجه خود را کجا خرج می کنیم و اجازه ندهیم انتخاب های ما به اجبار تبدیل شوند. شاید مهم ترین سؤال این اپیزود همین باشد: اگر هیچ کس زنجیری به پای ما نبسته، چه چیزهایی همین امروز زندگی ما را کنترل می کنند؟
اگر میخواهیم واقعاً «آزادگی و ازادی و رهایی از زنجیرهای کاری بواسطه آموزش مدیریت» را یاد بگیریم، می توانیم از مشاورین مدیروز استفاده کنیم. جهت مشاوره با تیم مدیروز با شماره تلفنهای درج شده در سایت و یا خط کاری «09192057267» تماس حاصل کنیم.
با هم این اپیزود جذاب را بشنویم…
راوی:
کارگردان:
سجاد نادری
سردیبر:
محمد میری
طراح و ادیتور:
زهرا قضواتی
موسیقی و ادیت:
آرش رستگار
مدیریت وبسایت:
مریم شفیعی





0